
من پوچ پوچ پوچم از من بیا و بگذر
گل کرده زخمهایم در جنگ نابرابر
دشمن تمام من بود دشنام نام من شد
من باختم خودم را شاید دوباره از سر
باید که می گذشتم از باتلاق جسمم
باید که می گذشتی از هر که هر چه از هر
از هر کسی که دیدی از من که پوچ پوچم
از این کلاغ نحسی که مانده پشت آن در
از او صدا و یادش از بازی کثیفش
از کفر نعره هایش : من او شما خدا پر
او پوچ پوچ پوچ است از او بیا و بگذر
پر باز کن... و بپر پرواز کن کبوتر
تمنای عاشق|
عشق کلمه ای بی انتهاست |
|
روی دروازه قلبم نوشتم: ورود ممنوع !!!!!!*** *** دل پريشان آمد. گفتم بخوانش. خواند و بازگشت.!!!!! *** *** اميد مضطرب آمد . گفتـم بخوانش. خـوانـد و بازگشت.!!!!*** *** آرزو با دلهره آمد.گفتم بخوانش خواند و بازگشت ... !!!*** ***عشق خنده کنان آمد! گفتم خوانديش؟ گفت: من سواد ندارم |
همه از قبولي تو دانشگاه پردر ميارن اما من بيشتر از اينکه خوشحال باشم ناراحتم
خدا به خير کنه
ايشالله همه به ارزوهاشون برسن ما که نرسيديم






اگر روزى من مردم وتومرادوست داشتي هر پنج شنبه به مزارم بيا وشاخه گل سرخي برايم بياور تا آن شاخه گلي که به تو دادم به خاطر بياورم ...ولي اگر تو مردي من فقط يک بار سر قبرت خواهم آمد وآن دسته گل سفيدى که باخون خودم سرخ خواهم کرد به توهديه ميکنم ودرکنارتوعاشقانه جان ميسپارم...
دوستت دارم...

نشسته ایم بر قالیچه ای به اسم جوانی... می تا زیم و گرد و خاک می کنیم
زمین زیر پایمان است و اسیر یک بازی شد یم
به اسم غرور... دیواری را برای پشت سر نهادن بلند نمی بینیم
سرا پا شور ... برد و باخت را می شناسیم؟
آشناییم با شعور؟
و جداییم با غم؟
یا غرق در غرور؟
چیزی در ماست روز و شب که آرام نداریم ... چیزی از جنس جستجو
چیزی مثل خیال یه آرزو

جا بمونه تازه ميشيد مثل هم

آمده ام...
كمي دير شده...
اما آمده ام.آن قدر دويده ام تا به گرد راهت رسيده ام
چهره ات خاموش است اما زبانه هاي آتش را روي سينه ات مي بينم
زبانه هايي كه هست ونيست را مي سوزاند
آمده ام تا به صحراي چشمانت شكوفه بدهم
آمده ام تا دل خسته ات را در كنار اقاقيها بگذارم
مي دانم دير شده اما آمده ام
نا اميدم مكن!!
اخرش هم مينويسم زندگي ولم کن تا کي ميخوايي منو نگه داري ؟!!!!!
چرا؟
خداحافظ زندگي
آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده، هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي
از تركه ميپرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!
دروغ راستین من پر از حقیقتی عجیب
حقیقت نگاه تو پر از دروغ دلفریب
خیال آشنای تو تجسم دو چشمه اشک
غم و فراق و بی کسی ز عشق تو مرا صلیب
نگاه عاشقانه ات ورود زندگی به مرگ
تبسمی که می کنی برای دردها طبیب
تمام آرزوی شب شبیه چشم تو شدن
سیاه چاله دلت هوای عاشقی غریب
صدای سبز زندگی صدای خنده های تو
ز دوریت بهار من دلم نمی شود شکیب
تو باش تا که زندگی دوباره زندگی کند
يه روز ترکه ميره تهران ساکشو حسابي ميچسبه بهش ميگن زشته اين طوري ساکتو گرفتي ميگه شنيدم دخترا تهراني خوب ساک ميزنن
به تو می اندیشم
ای سرا پا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت ..همه جا ...
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم
تو بدان تنها این را تو بدان
تو بیا...
تو بمان با من .. تنها تو بمان
|
امشب برای شعر خودم طرح میدهم اما ببخش عکس تو را شرح میدهم | |

اخر یه روز دق میکنم فقط بخاطر تو
دنیارو عاشق میکنم فقط بخاطر تو
شب به بیابون میزنم فقط بخاطر تو
رو دست مجنون مزنم فقط بخاطر تو
تو نمی خوای بیای پیشم فقط بخاطر من
من ولی سرزنش میشم فقط بخاطر تو
عشق تو پنهون میکنی فقط بخاطر من
من دلم وخون میکنم فقط بخاطر تو
از دور تماشا میکنی فقط بخاطر من
اگه روزی کسی بهت گفت دوست دارم
تو سعی نکن بهش بگی دوسش داری
اگه گفت عاشقته تو سعی نکن عاشقش بشی
اگه گفت همه ی زندگیش تو هستی..تو سعی نکن همه ی زندگیت بشه
چون یه روزی میاد بهت میگه ازت متنفرم
اون وقت تو نمیتونی ازش متنفر باشی
اين اولين پستم بود که زدم يه کم لوس بازي در اوردم ولي شما به بزرگواري خودتون ببخشيد